لب سرخ

از لب سرخ تو حرفی نزدم، می ترسم

زعفران باد کند دست خراسانی ها


جواد منفرد

آقا محمد خان!!!!

بیگ لایک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 عارفانه بود!!!!!!!!!!!!




خخ مثه اینکه ما رسما شدیم آقا محمد خان قاجار!!!!
سپاس وحیدجان .. نظرلطفته!!!!
بالب سرخت مرایادشراب انداختی 
روزگارت خوش که ازمیخانه مسجدساختی

+فاضل نظری
خیلی زیبا بود..
ممنون از توجهتون
خوشم اومد
اهل حال بود
خوشحالم که خوشت اومد...
خیلی قشنگ بود 😊
مثه همیشه 

ممنون علیرضا ؛)
چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۲۰:۴۵ سیّد محمّد جعاوله
عالیست.
سپاس محمدجان :)
 عالی
مرسی :)
قشنگ بود
ممنون :)
چهارشنبه ۸ شهریور ۹۶ , ۲۲:۳۳ سایت تفریحی چفچفک
:) قشنگ بود شعرت

قشنگ بود شعرش :)
سپاس
:|
ینی منظورش اینه که سرخی لب به خاطر زعفرانه؟خب اگه اینجوریه چرا زعفران بمونه دستشون؟
سوالتون تخصصی بود، ایشالا اگه آقای منفرد رو دیدم ازش میپرسم :))
خیلی حسن تعلیل جالبی داشت:)
بله همینطوره :)
پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶ , ۱۳:۵۱ محمد حسین ظرافتی
همین که شاعر بعد دیدن اون لب ها سالم مونده 
جای شکرش باقیه
خخخ آره واقعا خدارو شکر :)
زیبا :)
ممنون :)
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan & Edited By design-fa & Powered by Bayan