۱۲ مطلب با موضوع «مناسبتی» ثبت شده است

قمر نخواهد مرد!

این دو سه روز انقدر گفتن خسوف خسوف که واقعا ما رو هم جوّ گیر کردن.

بی صبرانه منتظر رویداد عظیـــــم خسوف هستیم ببینیم چیه!

البته نه اینکه ندیدم تا حالا ها، فقط میخوام ببینم این امشبیه چیه که کشتن ما رو بخاطرش.

ولی فک کنم این بخاطر زمانش باشه که خیلی صحبتش هست. (طولانی ترین خسوف قــــرن!!)

واقعنا حیف ماه نیست که اینطور پوشیده میشه، ماه به این خوشگلی، نازی، سفیدی (دیگه بیشتر از این نمیشه گفت؛ زشته)

بقول شاعر میگه: خسوف رخ بدهد هم، قمر نخواهد مرد!

در کل اینطور چیزا مثه خسوف و کسوف و زلزله کم ریشتر رو دوست دارم، خیلی باحالن آخه...

  • ۵
  • نظرات [ ۴ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • جمعه ۵ مرداد ۹۷

    و اینک مَمَّد و قلک جدیدش!!!!!!


    سلام

    سلام به همه دوستای قدیمیم

    عاغا بالاخره بعد از شیش هفت ماه طلسم شکسته شد و من با قلکم برگشتم!!

    انصافا خیلی دلم برا بیان و بچه هاش تنگ شده بود

    میدونید اصاً وبلاگ نویسی تو خون منه (دقت کنید تو خون من!)

    حالا جدای از وبلاگ نویسی مگه میشه بچه های گل و بامعرفت بیان رو فراموش کرد.. (الکی مثلا!!!)

    ولی بازم دم اونایی گرم که وقتی دیدن ما نیستیم، سریع قطع دنبال نکردن؛ دست همشونو از دور میماچم (حالا نه دست همه رو!!)

    خلاصه محمد یا همون مَــمَّــد خودتون بــــرگشته

    امیدوارم با هم روزای خوبی رو داشته باشیم و هیچ وقت وقفه زمانی طولانی دچار کسی نشه//

    راستی قالب قلک هم جدید شده ها؛ خوشحال میشم نظرتونو راجع بهش بدونم.......

  • ۳
  • نظرات [ ۶ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • سه شنبه ۲ مرداد ۹۷

    تولدم مبارک:)))


    خدای اطلسی ها با تو باشد
    پناه بی کسی ها با تو باشد
    تمام لحظه های خوب یک عمر
    به جز دلواپسی ها با تو باشد .
    ....تولدم مبارک....

  • ۸
  • نظرات [ ۲۴ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • جمعه ۲۹ دی ۹۶

    یلدا

    دوقدم مانده که پاییز به یغما برود

    این همه رنگ قشنگ ازکف دریا برود

    هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد

    دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود


    یغما گلرویی


    پ.ن: یلداتون مباررررک!!
  • ۵
  • نظرات [ ۸ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • پنجشنبه ۳۰ آذر ۹۶

    در میان تلخی ها

    در میان تلخی های این روز های سخت و سرد کرمانشاه، بالأخره یه خبر خوب میتونه آدم رو خوشحال کنه...

    نابودی داعش؛ نابودی مسلمان نماهای جنایتکار...





  • ۶
  • نظرات [ ۸ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • جمعه ۳ آذر ۹۶

    تسلیت؛ ایران...

    این هفته با این زلزله ای که اومد و پس لرزه هایی که هنوز داره میاد، روزای سخت و غم انگیزی رو گذروندیم.

    واقعا وقتی آدم تصاویر این زلزله زده ها و خونه های مخروبشونو میبینه، مو به تنش سیخ میشه!

    بازم باید خداروشکر کنیم که مثل زلزله بم، نصف شب که مردم خواب بودن نیومد وگرنه باید منتظر اتفاقات بدتری می بودیم.

    اون لحظه ای که زلزله اومد، ما که جزء استان های مرکزی ایران هستیم هم کمی احساس کردیم(مثل اینکه حدود 2 ریشتر بوده) ولی خب خیلی کم بود و خیلی ها اصلا ذره ای لرزش زمین رو حس نکردند.

    ولی در هر صورت فاجعه ای هست که پیش اومده؛ امروز وقتی وارد خونه شدم دیدم، مادرم یکم وسیله که قابل استفاده هستن و ما نیازی به اونا نداریم رو جدا کرده مثل پتو، ظرف و لوازم التحریر و ازین چیزا برای هموطنای عزیز کرمانشاهیمون.

    واقعا باید خودمون رو کمی جای اونا فرض کنیم، اونوقته که خیلی چیزا رو درک میکنیم. پس چقدر خوبه که ماهم اگه چیزی تو خونه داریم که قابل استفاده هست و نیازی به اون نداریم رو حتی اگه یدونه پتو هم باشه، براشون جدا کنیم و به مراکزی که تو سطح شهر برای زلزله زدگان کمک جمع میکنند، تحویل بدیم. مطمئن باشید یه روزی جواب کارِتون رو میگیرید اونم نه به اندازه کار خودتون، بلکه چند برابر اونو دریافت میکنید.

  • ۷
  • نظرات [ ۶ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • پنجشنبه ۲۵ آبان ۹۶

    آمدم!!

    بعد از یک هفته سفر زیارتی اربعین با همه سختی ها و شیرینی هاش دوباره برگشتم..
    وای عجب حال خوشی بود
    اول سامرا؛ یه شب تا صبح کنار ضریح زیبای دو امام بزرگوار...
    دوم کاظمین؛ وقتی که فقط مجبوری تقریبا نیم ساعت چهل دقیقه ای زیارتت رو تموم کنی تا به نجف برسی و بعد که به کاروان برمیگردی، یهو بهت بگن یکی از اتوبوسای کاروان خراب شده و تا درست بشه طول میکشه، پس میتیونید بازم برید زیارت، بازم چشماتون میتونه به اون دو تا گنبد طلایی و خوشگل خیره بشه!
    سوم نجف؛ که امسال زیارت آقا برام متفاوت ترین زیارت بین دو سال قبل بود. دقیق نمیدونم چرا ولی شاید بخاطر این بوده که دو بار تو ساعت های مختلف روز میخواستم وارد حرم بشم ولی به دلایلی نمی شد ولی دفه سوم آقا بهم اجازه داد و تونستم وارد بشم، درسته یکم سختی کشیدم ولی شیرین بود... امسال خداروشکر تونستم صحن حضرت فاطمه رو ببینم و دو سه ساعتی از اونجا استفاده کنم...
    و آخر که اصلا هدف اصلی هر زائر ایام اربعینه، کربلا؛ میدونم سخته واقعا فاصله زیادیه از نجف تا کربلا و هر لحظه هم ممکنه درد شدید پا یا یه مریضی سخت سراغت بیاد ولی وقتی آخرش چشمت به گنبد آقا و برادرش میوفته، همه این خستگی ها از تَنِت بیرون میره..
    خلاصه که سفر اربعین امسال ما هم گذشت ولی آیا یه قدم رو به آدم شدن برداشتم با این سفر یا نه، خدا میدونه!!
    اینو هم بگم که دوستان بیانی رو فراموش نکردم و اونایی که التماس دعا گفته بودن بدونند که ویژه دعا شدند...


  • ۸
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • شنبه ۲۰ آبان ۹۶

    حلالم کنید..!

    سلام گرم به دوستان با وفای بیانی

    امیدوارم حال همتون خوب باشه

    خب همونطور که مطلعید، چند وقتیه (یعنی بعد از تابستون تقریبا) که مطلب درست و حسابی تو وبم نذاشتم و

    خیلی هم از این موضوع خوشحال نیستم. وقت چیز خوبیه اگه داشته باشیم؛ ولی متاسفانه یا خوشبختانه برای من تو هفته

    خیییلی کم پیش میاد که بتونم پست بذارم و مهمتر از اون پستای شما رو ببینم؛خب حالا ایشالا که وقت گیرم میاد و پست هم میذارم.

    سرتون رو درد نیارم و برم سراغ مطلب اصلی

    خب مثه اینکه ما هم راهی کربلا شدیم و قراره تو پیاده روی شرکت کنیم

    البته با این بار میشه دفه سوم که ایشالا خدا زیادش کنه

    میخواستم بگم که اگه یه بار بری دیگه نمیتونی دل بکنی و تا سال دیگه منتظرشی

    پس تا دیر نشده بجنبید و راهی بشید...

    و مطلب آخر که بسییییار مهمه

    اینه که دوستان، حـــلـــالــم کــنــیـد...!

    (اگر هم کسی مشکلی چیزی با ما داره که حل نشده، خصوصی پیام بده در خدمتم)

  • ۵
  • نظرات [ ۱۶ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • سه شنبه ۹ آبان ۹۶

    کمی توجه

    این شبا خب اکثرا مردم به هیأت ها، مساجد و تکیه ها میرن. اینو خوب میدونید که هر کسی با هر لباس و تفکری که داره، بره داخل دستگاه امام حسین یا کلا ائمه، سربلند و پیروز تو هر دو عالم و تو تاریخ هم کم نداشتیم که طرف گنده لات کل شهر بوده ولی محرما که میشده به احترام حسین همش تو مجالس روضه بودنو آخر زندگیشون هم بخاطر همین روضه ها نجات پیدا کردن. ولی خب بحث من با اوناییه که فقط جسمشونو میبرن داخل هیأتا.

    امیدوارم کسی اینطور نباشه. مثالی که براتون میتونم بزنم اینه که طرف تا محرم شروع میشه میگه: خب امسال میخوام دلی از عزا در بیارم! و فقط بخاطر اینکه اون هیأت هر شب غذای خوبی میده، میره و از اول مجلس تا آخرش چشمش به درِ که کی تموم میشه من برم غذا بگیرم(منظورم بچه کوچیکا نیستنا) یا طرف فقط بخاطر این که اون مداح اون هیأت داره میخونه میره.

    حرف من این نیست که این کارا اشتباهه ها، نه! مردم شیعه خیلی از کشورا هستن که فقط برا گرفتن غذای این مجالس چه کارا میکنن یا اصلا چه عیبی داره وقتی میدونی این مداح تو این هیأت داره خوب میخونه و اونطوری هستش که تو میخوای پس اگه بری خیلی بهتره. حرف من  اینه که چرا این مسائل رو برا خودمون اصل قرار میدیم و ارزش معنوی که میتونه درجش بالا باشه رو پایین میاریم. آقا شما میخوای بری هیأت، اصل رو برا خودت عزاداری برا امام و اولادش بدون و فقط بخاطر غذا و مداح و... نرو. یعنی تو ذهنت جایگاه این که میخوای عزاداری کنی رو بیشتر از گرفتن غذا و دیدن مداح بدون. این ارزش داره...

    ببخشید سرتون رو درد آوردم...  داریم کم کم به عاشورا نزدیک میشیم، جداً منو فراموش نکنید یا کلا دوستان بیانی رو دعا کنید تا شامل حال ما هم بشه!

  • ۶
  • نظرات [ ۱۴ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • جمعه ۷ مهر ۹۶

    خیمه محرم

    خیمه ماه محرم زده شد بر دل ما ... باز نام تو شده زینت هر محفل ما

    جز غم عشق تو ما را نبود سودایی ... عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما

    فرا رسیدن محرم حسینی رو به همه دوستان تسلیت می گم
    و
    امیدوارم همه بتونند از این ایام به خوبی استفاده کنند.
  • ۸
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • .. مــَـمــَّـد ..
    • پنجشنبه ۳۰ شهریور ۹۶
    می نویسم;
    تنها که می شم;
    خسته که می شم;
    شـــــــاد که می شم;
    غـمــگـیــن که می شم;
    عصــبــانـــی که می شم;
    بـی حـوصــــله که می شم;
    می نویسم;
    و در "قلک"ـم ذخیره می کنم...
    موضوعات