امید

تنها بازمانده یک کشتی شکسته با جریان آب به یک جزیره دور افتاده برده شد. او با بی قراری به درگاه خدا دعا می کرد، تا او را نجات بخشد. او ساعت ها به اقیانوس چشم می دوخت تا شاید نشانی از کمک بیابد؛ اما هیچ چیز به چشم نمی خورد.

سر آخر نا امید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازد تا از خود و وسایل اندکش محافظت کند. روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش دید یعنی بد ترین چیز ممکن برایش پیش آمده بود.

او با دیدن آتش، عصبانی و اندوهگین فریاد زد:«خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟» صبح روز بعد، او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می شد، بیدار شد و آن کشتی را دید که به نجاتش می آمد.

مرد از نجات دهندگانش پرسید:«چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟» آنها در جواب گفتند:«ما با علامت دودی که فرستادی، تو را یافتیم!»



پ.ن:
باید قدر بدونیم..

چقدر زیبا !!!! لایک!!
سپاس :)
اصن حکمت های خدارو عشق است
واقعا عشق است...
عالی بود
کاش قدر بدونیم...
ممنون
بله کاش..
خدایا کرمت
سپاس
سپاس از شما :))
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۶ , ۲۲:۰۸ سیّد محمّد جعاوله
احسنت
عالیست.
ممنون سید جان:)
حکمت خدا رو برم.
چقدر حکیمه.
:)
باید به همچین خدایی بنازیم:)
باید دل رو سپرد بهش
بعله کاش بسپاریم!
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۶ , ۲۳:۱۱ علیرضا امیدیان نسب
چقدر زیباس
ممنون:))
بسیار زیبا
عالی بود
سپاس :))
نگذر از حکمت خدا
ممنون عالى بود
مچکرم :))
منم عاشق این داستانم:)
معادل شنگول منگول بود واسه من:دی
عجب ... خوشحالم که خوشتون اومد.
سلام تبریک میگم خیلی وبلاگ خوب داری دنبال شدی ممنون میشم دنبال کنی
سلام
مچکرم..دنبال شدید.
زیبا بود ✔🌼
ممنون:))
خیلی عالی و زیبا بود
موفق باشید
سپاس:)
همیشه باید امید داشت..

سپاس..
بله انسان با امید زنده است..
سپاس از شما:)
چه تاثیر گذار...
عالییییی بود ...مرسی
خیلی ممنونم :))
واقعاا خدایا شکرررت
واقعاا شکرش!
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan & Edited By design-fa & Powered by Bayan